تبلیغات
MD عاشقانه ها MD - مطالب هزلیات

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
 شاعر: ایرج میرزا

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر … من گرفتم تو نگیر
چه اسیری كه ز دنیا شده ام یكسره سیر … من گرفتم تو نگیر

بود یك وقت مرا با رفقا گردش و سیر … یاد آن روز بخیر
زن مرا كرده میان قفس خانه اسیر … من گرفتم تو نگیر


ادامه مطلب را اینجا بخوانید

طبقه بندی: هزلیات،  ایرج میرزا،  اشعار طنز، 
برچسب ها: ایرج میرزا، من گرفتم تو نگیر، هزل، هزلیات،  

تاریخ : جمعه 4 فروردین 1391 | 09:20 ب.ظ | نویسنده : مرتضی | نظرات
هزل در ادبیات ما

فرهنگ شادمانی، بخشی از فرهنگ زندگی است.
مولوی در دیوان شمس می‌فرماید :

گرچه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم
عشق آموخت مرا، شكل دگر خندیدن
به صدف مانم، خندم چو مـــرا درشكننــــــد
كارِ خامان بود از فتح و ظفر خندیدن


شادمانی و خندستانی کردن در ادبیات چهار بخش مهم دارد:
هزل، هجو، طنز و فکاهی
هزل در مجموع، یكى از فراگیرترین و گسترده‏ترین متفرعات شوخ‏طبعى است و همین موجب شده است كه بسیارى، به اشتباه آن را مادر شاخه‏هاى دیگر شوخ‏طبعى بدانند.
هزل: رسوا کردن و برهنه کردن خصوصیات فردی و پنهانی افراد است و دنیای ممنوعه ها را در بر می گیرد. مانند: هزلیات سعدی و مولانا و...
هزل، در لغت، به مزاح کردن بیهوده، لاف و سخن بیهوده معنی شده است و در اصطلاح اهل ادب، شعری است که در آن کسی را ذم گویند و بدو نسبت‌های ناروا دهند، یا سخنی که در آن مضامین خلاف اخلاق و ادب آید.
زیرمجموعه‌های هزل عبارتند از:
ذمّ شبیه به مدِح، مدح شبیه به ذمّ، مزاح، ضِحك، سخریه، تهكّم، استلم، تسخر زدن، ریشخند، طعنه، كنایه، بیغاره یا سرزنش، استهزاء و نقیضه هزل.
هزل : هزل در لغت به معنی مزاح (شوخی کردن) و بیهوده گفتن است ، اما د ر اصطلاح ادب عبارت از شعر یا داستان کوتاه و بی هدفی است که برای تفریح گفته می شود ، تا افراد معدودی از آن لذت ببرند . غرض ازپرداختن هزل که گاهی هم از مرز اخلاق و ادب خارج می شود تنها تفریحی بی مایه و گذراست (هزل همانند داستان های بی سر و تهی است که امروزه به نام جوک میان مردم متداول است) .
. هزل (faceteae) آن است كه به لفظ نه معنای حقیقی و نه معنای مجازی آن را اراده كنند و آن ضدّ جدّ است و در فن بدیع از محسنات معنوی است و آن در حقیقت جدّی است كه مطلب در آن، بر سبیل شوخی و مطایبه ذكر شود و این البته ظاهر امر باشد و غرض از آن، امر درستی باشد. مانند


ادامه مطلب را اینجا بخوانید

طبقه بندی: هزلیات، 

تاریخ : یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : مرتضی | نظرات
عید نوروز 97
سال نو مبارک
پاره های یک تن و دور از همیم این روزها...
آن روز که سقف خانه ها چوبی بود...
چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست ...
گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است ...
ماهی به آب گفتا، من عاشق تو هستم...
در بقچه ام شکوفه و باران گذاشتم ...
زمستان رفت و حالا فصل نیکوی بهار آمد...
یاد من باشد ...
مرد یعنی این ...
نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی....
کوچ کردم ...که دلم را به کسی نسپارم...!!!
از مهربان بودم دلم دیگر پشیمان است...
ﭘﺸﺖ ﻋﺸﻖ ﺩﻟﻔﺮﯾﺒﺖ ﺧﺎﮎ ﻭﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻡ...
قهوه را بردار و یک قاشق شکر… سم بیشتر ... !!!
هرچه راباعشق پیدا میکنی " گم میشود "...
در خیالم با منی،اما تو یار دیگری ...
با تو گاهی قهر و گاهی نیز سازش میکنم...
درد داره.....
چشم من در مسجد چشمش نمازی کرد و رفت...
یه نصیحت ...
لکنت شعر و.. پریشانی و.. جنجال دلم...
مثل برگی که به ایام خزان می ریزد...
ترک ما کردی ولی باهرکه هستی یار باش...
من به فکر او و او به فکر او...
من به جای گله از کار جهان می‌خندم ...
تنهاییم را می برم با خود ، تا در خیابانها بچرخانم ...
دلم تنگ شد .....
ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را...
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.