تبلیغات
MD عاشقانه ها MD - مطالب فروردین 1395

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
در بقچه ام شکوفه و باران گذاشتم

امروز صبح سر به بیابان گذاشتم

بی خود به انتظار جنونم نشسته ای

در راه عقل چند نگهبان گذاشتم

گفتی که دوستت...ننوشتی نداشتی

این حرف کهنه را سر هذیان گذاشتم

عمری که سوخت پای دلت قابلی نداشت!

هرچند من برای تو از جان گذاشتم

من مادری فقیرم و فرزند خویش را

با درد نان کنار خیابان گذاشتم

حرفی که نیست ، میروم از خانه ات ، بیا!

این هم کلید! داخل گلدان گذاشتم!

 





تاریخ : سه شنبه 31 فروردین 1395 | 09:28 ق.ظ | نویسنده : مرتضی | نظرات
 زمستان رفت وحالا فصل نیکوی بهارآمد
شکوفه چون زمرد برسر هر شاخسار آمد

زمین رابین که چون پر گشته از گلهای رنگارنگ
شقایق های عاشق بی قرار و بی شمار آمد

جدایی عاقبت طی شد میان بلبل و گلشن
دوباره عاشق نالان به گلزار نگار آمد

چنان نالیده بلبل در فراق دلبر رعنا
که معشوقش شکوفاتر به دیدار هزار آمد

زکوهستان صدای آب نجوای دگر دارد
زآغوش طبیعت صد صدای جویبار آمد

به ایام دگرگونی کدورت دور کن از دل
بیفشان بذر همت را که فصل کشت و کار آمد

تو شیدا چشم خود وا کن زخواب غفلت دنیا
ببین این گلشن زیبا زسوی کردگارآمد

حسین_محمددوست
           (شیدا)


تاریخ : دوشنبه 2 فروردین 1395 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : مرتضی | نظرات
عید نوروز 97
سال نو مبارک
پاره های یک تن و دور از همیم این روزها...
آن روز که سقف خانه ها چوبی بود...
چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست ...
گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است ...
ماهی به آب گفتا، من عاشق تو هستم...
در بقچه ام شکوفه و باران گذاشتم ...
زمستان رفت و حالا فصل نیکوی بهار آمد...
یاد من باشد ...
مرد یعنی این ...
نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی....
کوچ کردم ...که دلم را به کسی نسپارم...!!!
از مهربان بودم دلم دیگر پشیمان است...
ﭘﺸﺖ ﻋﺸﻖ ﺩﻟﻔﺮﯾﺒﺖ ﺧﺎﮎ ﻭﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻡ...
قهوه را بردار و یک قاشق شکر… سم بیشتر ... !!!
هرچه راباعشق پیدا میکنی " گم میشود "...
در خیالم با منی،اما تو یار دیگری ...
با تو گاهی قهر و گاهی نیز سازش میکنم...
درد داره.....
چشم من در مسجد چشمش نمازی کرد و رفت...
یه نصیحت ...
لکنت شعر و.. پریشانی و.. جنجال دلم...
مثل برگی که به ایام خزان می ریزد...
ترک ما کردی ولی باهرکه هستی یار باش...
من به فکر او و او به فکر او...
من به جای گله از کار جهان می‌خندم ...
تنهاییم را می برم با خود ، تا در خیابانها بچرخانم ...
دلم تنگ شد .....
ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را...
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.