تبلیغات
MD عاشقانه ها MD - طعم شیرین عشق

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

  

طعم شیرین عشق

وقتی سرت بر روی شانه هایم بود، دستانم درون موهایت بود

آرامش را از صدای تپشهای قلب مهربانت حس میکردم

حس میکردم دیگر تا ابد مال منی ، همانطور که تو حس میکردی که من مال توام

دلت میخواست یک سکوت عاشقانه بین ما باشد،  

دلم میخواست این سکوت همچنان پا برجا باشد

دلت میخواست همیشه سرت بر روی شانه هایم باشد،

دلم میخواست شانه هایم تا هر زمان که بخواهی در اختیار تو باشد

دلت میخواست باور میکردی که رویا نیست ،  

دلم میخواست همچنان درون رویاهایت باشم

رویایی مثل واقعیت ، اینکه تو در کنارمی،  

مثل من که پر از احساسم پر از احساس عاشقانه ای

دلم میخواست تمام نشود هیچگاه در کنار هم بودن ، دلت میخواست به خواب روی زمانی که در آغوشت بودم

آرام باش در کنارم، به هیچ چیز جز عشقمان فکر نکن ،

تنها حس کن مرا ،بشنو صدای زمزمه های قلب مرا

سرم را بر روی سینه ات گذاشتم تا بشنوم صدای تپشهای قلب تو را ....

شنیدم صدای دریایی از احساس که آهنگ امواجش دیوانه میکرد مرا ،  

مهربانی اش عاشقتر میکرد مرا

نگاه کردی به چشمانم ، خیره شدم به چشمانت ،

میتوانستم بخوانم آنچه درون آن چشمهای زیبایت است

شوق دیدار را میخواندم از چشمانت ، حس عشق را میخواندی از چشمانم ،

بیقراری عاشقانه را میدیدی در چشمانم ،  

آرامش در کنار هم بودن را میدیدم در چشمانت

و اینگونه شد که بیشتر ماندیم در کنار هم ، تا بچشیم طعم شیرین عشق را با هم 
عید نوروز 97
سال نو مبارک
پاره های یک تن و دور از همیم این روزها...
آن روز که سقف خانه ها چوبی بود...
چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست ...
گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است ...
ماهی به آب گفتا، من عاشق تو هستم...
در بقچه ام شکوفه و باران گذاشتم ...
زمستان رفت و حالا فصل نیکوی بهار آمد...
یاد من باشد ...
مرد یعنی این ...
نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی....
کوچ کردم ...که دلم را به کسی نسپارم...!!!
از مهربان بودم دلم دیگر پشیمان است...
ﭘﺸﺖ ﻋﺸﻖ ﺩﻟﻔﺮﯾﺒﺖ ﺧﺎﮎ ﻭﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻡ...
قهوه را بردار و یک قاشق شکر… سم بیشتر ... !!!
هرچه راباعشق پیدا میکنی " گم میشود "...
در خیالم با منی،اما تو یار دیگری ...
با تو گاهی قهر و گاهی نیز سازش میکنم...
درد داره.....
چشم من در مسجد چشمش نمازی کرد و رفت...
یه نصیحت ...
لکنت شعر و.. پریشانی و.. جنجال دلم...
مثل برگی که به ایام خزان می ریزد...
ترک ما کردی ولی باهرکه هستی یار باش...
من به فکر او و او به فکر او...
من به جای گله از کار جهان می‌خندم ...
تنهاییم را می برم با خود ، تا در خیابانها بچرخانم ...
دلم تنگ شد .....
ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را...
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.