تبلیغات
MD عاشقانه ها MD - چرا قلب تیر خورده نماد عاشقی است ؟!

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

چرا قلب تیر خورده نماد عاشقی است ؟!
در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خدایی داشت. همه خدایان هم یک خدا یا پادشاه بزرگ داشتند که اسمش زئوس بود. یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در معبد کوه المپ دعوت کرده بود.

دیوانگی و جنون هم خدایی داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای دیوانگی بود طبیعتا عقل درست و حسابی هم نداشت بود.. !

خدایان از هر دری سخنی می‌گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف‌های خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد.

هیاهویی در مجلس در گرفت و خدایان خواستار مجازات خدای جنون شدند. زئوس خدای خدایان مدتی اندیشه کرد و بعد به عنوان مجازات این عمل، دستور داد که چون خدای دیوانگی چشم خدای عشق را کور کرده است، پس خودش هم باید تا ابد عصا کش خدای عشق شود. از آن زمان به بعد عشق هر کجا می‌خواهد برود جنون دستش را می‌گیرد و راهنمایی‌اش می‌کند.

به همین دلیل است که می‌گویند عشق کور است و عاشق دیوانه و مجنون می‌شود. پس تیر و قلب و نقش این دل تیر خورده ای که می‌بینید ریشه در اسطوره های یونان باستان دارد.

بعدها رومیان باستان آیین و اسطوره های یونانیان را پذیرفتند و تنها نام خدایانشان را عوض کردند. در افسانه‌های روم باستان زئوس را ژوپیتر، خدای جنون را ارا و خدای عشق را ونوس می‌نامیدند.

در نتیجه به باور آنها ارای دیوانه چشم ونوس زیبا را کور کرد.
عید نوروز 97
سال نو مبارک
پاره های یک تن و دور از همیم این روزها...
آن روز که سقف خانه ها چوبی بود...
چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست ...
گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است ...
ماهی به آب گفتا، من عاشق تو هستم...
در بقچه ام شکوفه و باران گذاشتم ...
زمستان رفت و حالا فصل نیکوی بهار آمد...
یاد من باشد ...
مرد یعنی این ...
نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی....
کوچ کردم ...که دلم را به کسی نسپارم...!!!
از مهربان بودم دلم دیگر پشیمان است...
ﭘﺸﺖ ﻋﺸﻖ ﺩﻟﻔﺮﯾﺒﺖ ﺧﺎﮎ ﻭﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻡ...
قهوه را بردار و یک قاشق شکر… سم بیشتر ... !!!
هرچه راباعشق پیدا میکنی " گم میشود "...
در خیالم با منی،اما تو یار دیگری ...
با تو گاهی قهر و گاهی نیز سازش میکنم...
درد داره.....
چشم من در مسجد چشمش نمازی کرد و رفت...
یه نصیحت ...
لکنت شعر و.. پریشانی و.. جنجال دلم...
مثل برگی که به ایام خزان می ریزد...
ترک ما کردی ولی باهرکه هستی یار باش...
من به فکر او و او به فکر او...
من به جای گله از کار جهان می‌خندم ...
تنهاییم را می برم با خود ، تا در خیابانها بچرخانم ...
دلم تنگ شد .....
ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را...
سایت ماه اسکین طراح قالب وبلاگ رایگان با امکانات عالی
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.